تبلیغات
ورودی های 88 مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور سلفچگان - مطالب محمد جواد
ورودی های 88 مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور سلفچگان

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1391/09/14
دوست داشتن را


نه می نویسند

و


نه می گویند




ثابت میکنند


ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 1391/07/17




طبقه بندی: طنز، 
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 1391/06/10
از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای ؟
پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت : تو اشتباه می کنی!
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
جبران خلیل جبران


ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1391/05/14

پسر کوچولو به مادر خود گفت: مادر داری به کجا می روی؟
مادر گفت: عزیزم بازیگری معروف که از محبوبیت زیادی برخوردار است به شهر ما آمده است. این طلایی ترین فرصتی است که می توانم او را ببینم وبا او حرف بزنم، خیلی زود برمیگردم.
اگر او وقت آن را داشته باشد که با من حرف بزند چه محشری می شود. و در حالی که لبخندی حاکی از شادی به لب داشت با فرزندش خداحافظی کرد.



ادامه مطلب
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1391/04/18
حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند ! ! !

ادامه مطلب
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 1391/04/12
یک کارشناس مدیریت زمان همانطور که رو به روی گروهی از دانشجویان ممتاز نشسته بود کوزه سنگی دهان گشادی را از زیر میز بیرون آورد و آن را روی میز گذاشت. سپس حدود دوازده عدد قلوه سنگ که هر کدام به اندازه یک مشت بود را به یک به یک و با دقت درون کوزه چید. وقتی کوزه پر شد و دیگر هیچ سنگی در آن جا نمی گرفت از دانشجویان پرسید: آیا کوزه پر است؟
دانشجویان همه با هم گفتند: بله.
او گفت: واقعا؟ و سپس یک سطل شن از زیر میز بیرون آورد و مقداری از شن ها را روی سنگ های داخل کوزه ریخت و کوزه را تکان داد تا دانه های شن خود را در فضای خالی بین سنگ ها جای دهند. و بار دیگر پرسید: آیا کوزه پر است؟
این بار کلاس از او جلوتر بود، یکی از دانشجویان پاسخ داد: «احتمالا نه.»
او گفت: «خوب است» و سپس یک سطل ماسه از زیر میز بیرون آورد و ماسه ها را داخل کوزه ریخت. ماسه ها در فضای خالی بین سنگ ها و دانه های شن جای گرفتند. بعد یک پارچ آب از زیر میز بیرون آورد و شروع به ریختن آب در داخل کوزه کرد تا وقتی که کوزه لب به لب پر شد.
سپس رو به کلاس کرد و پرسید: «چه کسی می تواند بگوید نکته این مثال در چه بود؟»
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و گفت: این مثال می خواهد به ما بگوید که برنامه زمانی هر چقدر هم که فشرده باشد اگر واقعا سخت تلاش کنیم همیشه می توانیم کارهای بیشتری در آن......
استاد پاسخ داد: «نه» نکته این نیست! حقیقتی که این مثال به ما می آموزد این است که اگر سنگ های بزرگ را اول نگذارید هیچ وقت فرصت پرداختن به آنها را نخواهید یافت. سنگ های بزرگ زندگی شما کدام ها هستند؟ فرزندتان، محبوبتان، تحصیلتان، رویاهایتان، انگیزه های با ارزش، آموختن به دیگران، انجام کارهایی که به آن عشق می ورزید، زمانی برای خودتان، سلامتی تان و....!
به یاد داشته باشید که ابتدا این سنگ های بزرگ را بگذارید. در غیر اینصورت هیچ گاه به آنها دست نخواهید یافت. اگر با کارهای کوچک (شن و ماسه) خود را خسته کنید، زندگی خود را با کارهای کوچکی که اهمیت زیادی ندارند پر می کنید و هیچ وقت مفیدی برای کارهای بزرگ و مهم(سنگ های بزرگ) نخواهید داشت.




طبقه بندی: اجتماعی، 
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1391/03/28
 فیروز بشیری:
اندر حكایت ملاقات حقیر با جناب خر و دعوت من از ایشان به آدم شدن و استدلال و راضی بودن ایشان به خر بودن و شرمنده شدن حقیر وآرزوی من كه


ادامه مطلب
طبقه بندی: طنز،  اجتماعی، 
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1391/02/31
                       


طبقه بندی: طنز، 
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1391/02/30
افسردگی

افسردگی اختلالی است که بر تفکر، خلق، احساسات، رفتار و سلامت جسمی شما تأثیر می گذارد. پیش از این عقیده بر این بود که « تمام آن در سر شماست » و اگر واقعاً تلاش کنید .
می توانید خود را از آن رها کنید. امروزه پزشکان می دانند که افسردگی نوعی ضعف نیست و شما به تنهایی نمی توانید آن را درمان کنید. افسردگی یک اختلال پزشکی با زمینه شیمیایی یا زیست شناسی است .گاهی اوقات یک زندگی پر استرس محرکی برای افسردگی می شود. در سایر موارد به نظر می رسد که افسردگی بدون یک علت تعیین شده مشخص و بطور خود بخودی روی می دهد.
افسردگی، بدون توجه به علت آن چیزی بیش از یک حالت محزون و یا یک خمودگی درآماتیک است


ادامه مطلب
طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1391/02/27

سلام به تمام بچه های عزیز

 

این سوال که علم بهتر است یا ثروت رو همه شاید بارها شنیده اید اما پاسخ امیرالمومنین رو هم بخونید که خوندنش شمارو با یکی دیگر از فضائل این بزرگوار آشنا می کنه...



حتما بخونید
طبقه بندی: مذهبی، 
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1390/12/14
 
 
مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شك كرد كه همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، 
تمام روز اور ا زیر نظر گرفت.

متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یك دزد راه می رود ، مثل دزدی كه می خواهد چیزی را پنهان كند ، 
پچ پچ می كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، 
نزد قاضی برود.

اما همین كه وارد خانه شد ، تبرش را پیدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. 
مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یك آدم شریف راه می رود ،
 حرف می زند ، و رفتار می كند .
 
كتاب پدران، فرزندان ، نوه ها اثر پائولو كوئلیو
 
 
 
 



طبقه بندی: اجتماعی، 
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1390/11/30
 
امید
شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خیره می‌شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت
 
عشق
امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمی کند
 
زیبایی
دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام
 



طبقه بندی: اجتماعی، 
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1390/11/22
                                        

ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1390/07/30
 شاه عباس از وزیر خود پرسید: "امسال اوضاع اقتصادی كشور چگونه است؟وزیر گفت:الحمدالله به گونه ای است كه تمام پینه دوزان توانستند به زیارت كعبه روند! شاه عباس گفت: نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود می بایست كفاشان به مكه می رفتند نه پینه ‌دوزان، چون مردم نمی توانند كفش بخرند ناچار به تعمیرش می پردازند، بررسی كن وعلت آن را پیدا نما تا كار را اصلاح كنیم.



طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط محمد جواد
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1390/07/30

سلام به همه ی دوستان گرامی

کسانی که با محتوای این عکس موافق یا مخالف هستند ، می توانند در نظرات از اعتقاد خود رسماً دفاع کنند.

منتظر نظرات گرمتان هستم . . . . . .




طبقه بندی: اجتماعی،  طنز،  ازدواج، 
ارسال توسط محمد جواد
(تعداد کل صفحات:7)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما کدام را ترجیح می دهید؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود فیلم

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار